مرتضى مطهرى
434
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تاريخى آگاه بشود و حداكثرِ اختيارش اين است كه مىتواند خود را با ضرورتهاى تاريخى منطبق كند نه اينكه مسير آن را عوض كند و تغيير بدهد . نظير اينكه ما مىگوييم زلزله واقع مىشود . انسان سه حالت مختلف در مقابل زلزله مىتواند داشته باشد : يكى اينكه بگوييم انسان اساساً نه مىتواند جلو وقوع زلزله را بگيرد و نه مىتواند پيش از وقوع آگاه بشود ، بلكه بايد هميشه در مقابل زلزله تسليم محض و بلااختيار محض باشد . همينطور نشستهايم ، ممكن است در ظرف چند ثانيه يك مرتبه زلزلهاى بيايد يك شهر را واژگون كند . دوم اين است كه ما نمىتوانيم نگذاريم زلزله واقع شود يا مسيرش را عوض كنيم ، اگر آن مواد مذاب يا گازهايى كه در زير زمين هست زمين را مىشكافد و مىلرزاند ، مسير برايش معين كنيم كه از اقيانوسها بيرون بيايد ؛ ولى يك كار ديگر مىتوانيم بكنيم ، مىتوانيم با زلزله سنج از وجود زلزله قبل از وقوعش لااقل چند دقيقه يا بيشتر - به هر نسبتى كه علم بتواند - آگاه بشويم ، همانطور كه حيوانات آگاه مىشوند . مسلّم علائمى دارد كه حيوانات آگاه مىشوند . اين يك امر مسلّمى است كه بسيارى از حيوانات از وقوع زلزله قبل از وقوعش آگاه مىشوند . در همين زلزلهاى كه در بوئين زهرا واقع شد مكرر در زمان خودمان [ اين مطلب را ] گفتند . در همين زلزلهاى كه چند سال پيش در تهران رخ داد در يكى از اين كافهها كه در آن تعدادى پرنده داشتهاند ، بلبل و قنارى و . . . ، ناگهان مىبينند كه اين حيوانات يك مرتبه به خود مىافتند و به اين طرف و آن طرف مىروند ، مىخواهند اين قفسها را بشكنند . اسباب تعجب مردم مىشود كه چه خبر است ؟ گربهاى ديدهاند ؟ نه ، گربهاى نيست . يك ولولهء عجيبى ! به فاصلهء مثلًا يك دقيقه يك وقت مىبينند زلزله آمد . به هر حال ، ممكن است انسان اين كار را بتواند بكند كه از وقوع زلزله و از ضرورت آن آگاه بشود و بعد در اثر آگاهى استفاده كند . چون زلزله يك جريان خطرناكى هست خودش را از مسير خطر زلزله نجات بدهد . سوم اين است كه اساساً جلوى وقوع زلزله را بگيرد . قدرت و آگاهى انسان در حدى باشد كه اصلًا مانع وقوع زلزله بشود ، حال از هر راهى . فرض كنيم بشر بتواند مسير اين موادى را كه سبب حركت و تزلزل زمين مىشوند تغيير بدهد به جايى كه براى خود او ضرر نداشته باشد . انسان در مقابل تاريخ هم سه حالت ممكن است داشته باشد . يك حالت اينكه بگوييم جريانهاى تاريخ جبرى است و بدون اختيار ما صورت مىگيرد ، ما نه مىتوانيم تغيير بدهيم و نه مىتوانيم آگاه بشويم ، و به فرض هم آگاه بشويم آگاهى ما اثر ندارد . آگاهى ما از قبيل اين مىشود كه يك وقتى اطلاع پيدا كنيم كه يك ستارهء بسيار بزرگى در فضا در حركت است و در مسيرى قرار گرفته كه با زمين ما تصادف مىكند ، در فلان روز ، فلان ساعت ، فلان دقيقه و فلان ثانيه طبق حسابهاى دقيق . ما اصلًا نمىتوانيم جلويش را بگيريم . ممكن است كسى براى تاريخ چنين وضعى